عقشی
تا حالا کفشاتو نگاه کردي ؟؟ دو تا عاشق.دوهمراه که بي هم مي ميرن.با هم خاکي ميشن,بدونه هم زيره بارون نميرن, کاش آدما هم يه کم از کفشاشون ياد بگيرن
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد
دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد
وقتي عاشق ميشيم تلاش ميکنيم چارديواري آدما رو بشکنيم بريم تو. يادمون ميره، چيزي که عاشقش شديم همون چهارتا ديوار بوده، نه آدم توش * دیوانگی آزادی ام را بپذیر / این قلب بدون شادیم را بپذیر یا مثل همین دولت تحریمم کن / یا بسته پیشنهادی ام را بپذیر . . . زندگی یک آرزوی دور نیست.... زندگی یک جست و جوی کور نیست.... زیستن در پیله پروانه چیست؟ زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست.... گوش کن ! دریا صدایت میزند.... هرچه ناپیدا صدایت میزند.... جنگل خاموش میداند تو را.... با صدایی سبز میخواند تو را.... زیر باران آتشی در جان توست.... قمری تنها پی دستان توست پیله پروانه از دنیا جداست.... زندگی یک مقصد بی انتهاست.... هیچ جایی انتهای راه نیست.... این تمامش ماجرای زندگیست.... گرمی دست هایت چیست که دستهایم آنها را میطلبد ؟ در آینه چشمهایم بنگر چه میبینی؟ آیا میبینی که تو را میبیند؟ صدای طپش قلبم را میشنوی که فریاد میزند دوستت دارم؟ دوست ندارم که بگویم دوستت دارم. دوست دارم که بدانی دوستت دارم! *وقتیکه عاشق چشمات شدم تازه فهمیدم که زیبایی چیست وقتیکه تو رو در قلب کوچکم جای دادم تازه صدای ضربان قلبم را شنیدم وقتیکه دست در دستان تو نهادم تازه معنای گرمی را درک کردم لحظه ها و ثانیه هایی را که با تو سپری می کنم بیشتر پی به معنای زندگی می برم هنگامیکه به یاد تو هستم می فهمم که ارامش چیست و هرگاه به جدایی می اندیشم کنار خود سایه مرگ را می بینم گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم…. ۱۰۰۰ مرتبه ۹۰۰ جمله ی عاشقانه را روی۸۰۰ جای مختلف به۷۰۰ زبان و پیش ۶۰۰ نفر فریاد زدم! ۵۰۰ تای آن رادر۴۰۰ جمله گنجاندم و به ۳۰۰زبان در۲۰۰برگ ترجمه کردم. ۱۰۰تای آن را۹۰روز... روزی۸۰ مرتبه برای تو خواندم! ۷۰ تای آن را آموختم وبیش از۶۰تای آنرا تجربه کردم و ۵۰غروب را از ۴۰سمت به نظاره نشستم. در ماه ۳۰روزه،بیشتر از۲۰روز ۱۰ باراز تو ۹سوال کردم. ۸ سوال من را ۷ مرتبه در۶ روز جواب دادی. با ۵ واسطه ۴ دفعه تو را ۳ جا دعوت کردم... ۲ ساعت خواهــــش کردم تا یک بار گفتی: دوستت دارم.... 
![]()

![]()
![]()
اشک من بارون غربت / تو دلم غبار حسرت
من برات سوغاتی دارم / یه سبد گل محبت ![]()
من با عشق به تو تنها به ميعادگاهم مي آيم ، اما اين من ، در ظلمت كيست كنار مي آيم تا از او دوري كنم ، اما نمي توانم از او بگريزم ، او وجود كوچك خود من است ، آقا و سرور من . حيا و شرمندگي نمي شناسد و شرمنده ام كه همراه با او به درگاه تو آمده ام . رابيندرانات تاگور ![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |










